السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

565

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

زيرا اگر لفظ « اللّه » نام خاص ذات اقدس باشد ، در اين صورت اين آيه براى او اثبات مكان خواهد نمود ، در صورتى كه خداوند مكان ندارد و جايى را از آسمان‌ها و زمين اشغال نكرده است ، اين است كه بايد گفت : لفظ « اللّه » علم و نام خاص خدا نيست بلكه به معناى معبود است ، در اين صورت معناى آيه شريفه چنين خواهد بود كه اوست معبود ، در آسمان‌ها و زمين . پاسخ مىگوييم كه آيه مذكور به اين معنى است كه هيچ مكانى از وجود خدا خالى نيست و او به تمام آن چه در آسمان‌ها و زمين است احاطه دارد و هيچ موجودى از او پنهان و مخفى نمىباشد و جملات بعدى آيه ، مؤيد اين معنى است كه مىفرمايد : يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ وَ يَعْلَمُ ما تَكْسِبُونَ . « 1 » خداوند ، نهان و آشكار شما را مىداند و از عملكرد شما آگاه است . ابو جعفر - كه به عقيدهء صدوق همان محمد بن نعمان است - نقل مىكند كه من از امام صادق ( ع ) از تفسير « و هو اللّه فى السّموت و فى الأرض » پرسيدم ؛ امام فرمود : آرى او در همه جا است . گفتم : آيا با وجود و ذات خود در همه جا حضور دارد ؟ امام فرمود : واى بر تو مكان‌ها محدود است . اگر بگويى كه خدا به ذاته در فلان مكان وجود دارد ، لازمه‌اش اين است كه بگويى كه خداوند در يك مكان محدود قرار گرفته و داراى صفت مخلوق است ( 1 ) - ولى اين چنين نيست . او نه محدود است و نه در يك مكان محدود مىگنجد و نه صفت مخلوق را دارا است بلكه او جدا از مخلوق را دارا است و در عين حال ، علم ، قدرت و تسلطاش بر همه مخلوقات ، احاطه دارد . « 2 » كلمهء « اللّه » را به علت عظمت خاص و معناى والاى آن ، « لفظ جلاله » مىنامند و در خصوصيات و امتيازات اين لفظ كه حاكى از ويژگى آن است ، اين است كه حرف « الف و لام » يعنى « ال » در اول آن ، گرچه به جهت علم و اسم خاص بودن ، جزء كلمه شده است ولى در عين حال همزه‌اش همزه وصل است و مانند همهء كلمات و همزه‌هاى وصل ديگر با اتّصال به حرف ديگر ساقط مىشود مگر اين كه بعد از حرف ندا واقع شود ، مانند « يا اللّه » كه در اين صورت همزه ساقط نمىگردد و اين يكى از مختصات همان لفظ جلاله است و در كلام عرب نظيرى براى اين كلمه در اين مورد پيدا نشده است .

--> ( 1 ) انعام / 3 . ( 2 ) تفسير برهان ، 1 / 315 .